جعفر شهرى باف
170
طهران قديم ( فارسى )
زمرهء اماكن مقدسه مىنماياندند و مردم جهت علاج دردهاى بىدرمان و حل مشكلات خود به آن رو آورده به چفت و ريزهاش دخيل بسته و هنگام دعاى مرشد از وى التماس دعا مىكردند ، تا آنجا كه عرق بدن ورزشكار را جهت شفاى بيمار مىبردند و براى روا شدن حاجت در محل سنگ شمع روشن مىكردند ! شروع ورزش - سنگگيرى ابتداى ورزش براى پيشكسوتها و پهلوانان و ورزشكاران نيرومند ، گرفتن سنگ بود كه در محل مخصوص آن كه جايى مقابل سر دم بود ، مشغول شده مرشد يا كسى براى او شروع به شمردن مينمود . زمين سنگ گرفتن را ابتدا جامهدار تا نرم باشد چندين لنگ روى هم پهن كرده و زير سرىيى براى زير سر ورزشكار و زيردستىهايى ( چيزهايى چرمى مانند بالش كوچك ) براى زير دست او قرار مىداد و كار سنگ شروع ميگرديد . به اين ترتيب كه ابتدا سنگگير محل سنگ را بوسيده سپس از پشت در آن مىخوابيد و در حالى كه با بالا بردن هر دست همراه سنگ بدن ، متمايل به طرف ديگر مىشد صداى خوش مرشد يا شمارنده برخاسته برايش ( دهنگيرى ) « 10 » مينمود ، عدد سنگ غالبا از سى و چهل تجاوز نمىكرد ، ليكن عدد كامل آن يكصد و هفده بود كه جزء رسوم درآمده بود و از عدد سورههاى قرآن كه يكصد و چهارده مىباشد و نام اللّه و محمد و على كه بر آن اضافه مىگرديد ، علاوه بر جمع اعداد و اسم ( ابد ) و ( على ) كه نيز 117 شده به گل كمربند پهلوان نقش ميگرديد و همه از محاسبهء ابجد بدست آمده بود . اينك سنگ شروع شده اين نامها و كلمات بود كه با شمارش همراه آن ميگرديد و فلسفهء اين دهنگيرى نيز آن بود كه ورزشكار جز توجه به پروردگار و ائمهء اطهار افكارى در سر نپروراند . بايد گفت مهمتر از سنگگيرى ، شمارش و دهنگيرى آن بود كه از عهدهء همه كس برنمىآمد ، كه به اين صورت انجام
--> ( 10 ) . شمردن با كلمات .